تبلیغات
چكاوك

چكاوك
نویسندگان
پیوندهای روزانه

باران قصیده واری غمناك

آغاز كرده بود

می خواند و باز می خواند

بغض هزار ساله ی درونش را

انگار می گشود

اندوه زاست زاری خاموش!

ناگفتنی است این همه غم؟!

ناشنیدنی است!

پرسیدم این نوای حزین در عزای كیست؟

گفت:اگر تو نیز از اوج بنگری

خواهی هزار بار از اوج تلخ تر گریست!

 

فریدون مشیری




[ شنبه 28 خرداد 1390 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ چکاوک ]
 

چه سود گر بگویمت

که شام تا سحر نخفته ام

و یا اگر دمی به خواب رفته ام

تو را به خواب دیده ام

چه سود گر بگویمت

که بی تو با خیال تو

به می پناه برده ام

و نقش ان دو چشم قصه گو

به جام پر شراب دیده ام

چه سود گر بگویمت

که دوریت

چو شعله های تند تب

به خرمن وجود من

شراره های درد میزند

و من درون ان زبانه ها

بنای این دل رمیده را

ز بن خراب دیده ام

چه سود گر بگویمت

که بی تو کیستم و چیستم

که بحر پر خروش من تویی

و ساحل صبور و بی فغان منم

و من

درون موجهای سرکشت

تمام هستی و وجود خویش را

چو یک حباب دیده هم

چه سود گر بگویمت

که من ز دوری تو هر نفس

چو شمع اب میشوم

و اشکهای گرم من

به دامن شب سیاه می چکد

و من میان قطره های چون بلور ان

محبت تو را چو نقش سرد ارزو

بروی اب دیده ام

چه سود گر بگویمت

تو را به خواب دیده ام

و یا که نقش روی تو

به جام پر شراب دیده ام

تو یک خیال دور بیش نیستی

و دست من به دامنت نمی رسد

تو غافلی و من تمام میشوم

و دیدگان پر ز راز من

هزار بار گفته با دلم

که من سراب دیده ام

که......

من سراب دیده ام

 

هما میرافشار




[ جمعه 27 خرداد 1390 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ چکاوک ]

بگو به باران

بباردامشب

بشوید از رخ

غبار این كوچه باغ ها را

كه در زلالش

سحربجوید

زبی كران ها

حضور ما را...

 

محمدرضا شفیعی كدكنی




[ جمعه 27 خرداد 1390 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ چکاوک ]

آسمان شب | گالری عکس
ای ستاره ها كه بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستاره ها كه از ورای ابرها
بر جهان ما نظاره گر نشسته اید

آری این منم كه در دل سكوت شب
نامه های عاشقانه پاره می كنم
ای ستاره ها اگر بمن مدد كنید
دامن از غمش پر از ستاره می كنم

با دلی كه بوئی از وفا نبرده است
جور بی كرانه و بهانه خوشتر است
در كنار این مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه های زیركانه خوشتر است

ای ستاره ها چه شد كه در نگاه من
دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟
ای ستاره ها چه شد كه بر لبان او
آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد؟

جام باده سرنگون و بسترم تهی
سر نهاده ام بروی نامه های او
سر نهاده ام كه در میان این سطور
جستجو كنم نشانی از وفای او

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو روئی و جفای ساكنان خاك
كاینچنین بقلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها، ستاره های خوب و پاك

من كه پشت پا زدم به هر چه هست و نیست
تا كه كام او ز عشق خود روا كنم
لعنت خدا به من اگر بجز جفا
زین سپس بعاشقان باوفا كنم

ای ستاره ها كه همچو قطره های اشك
سر بدامن سیاه شب نهاده اید
ای ستاره ها كز آن جهان جاودان
روزنی بسوی این جهان گشاده اید

رفته است و مهرش از دلم نمی رود
ای ستاره ها، چه شد كه او مرا نخواست؟
ای ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها
پس دیار عاشقان جاودان كجاست؟

 

فروغ فرخزاد




[ پنجشنبه 26 خرداد 1390 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ چکاوک ]

1)هنگامی که به دنیا می آیی همه می خندند در حالی که تو می گریی ، پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالی که همه می گریند تو تنها کسی باشی که می خندی .

 

 

2)سرمایه های ماورایی هر دلی،حرفهایی ست که آن دل برای نگفتن دارد.

 

 

3)اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

 

 

4)به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.

 

 

5)اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

 

 

6)اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری.

 

 

7)به زور می توان چیزی را گرفت اما به زور نمی توان آن را نگه داشت !

 

 

8)هر کس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند، بدان گونه که احساسش می کنند هست.

 

 

9)برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

 

10)خدایا من در کلبه حقیرانه خود کسی را دارم که تو در ارش کبریایی خود نداری منچون تویی را دارم وتو چون خود نداری.



 

 




[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ چکاوک ]
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ موج تمنای دلم گفتی : دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا

شاید خطا کردم

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا تا کی برای چه

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبورت نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

 




[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ چکاوک ]
  نقاشی | نقاشی های زیبا | نقاشی زیبا | رنگ روغن | نقاشی رنگ روغن | تصویر رنگ روغن | رنگ روغن زیبا| نقاشی های زیبای رنگ روغن | نقاشی های زیبای رنگ روغن | عکس های زیبا از نقاشی های رنگ روغن | کارت پستال های رنگ روغن | کارت منظره برای نقاشی رنگ روغن | تصویر رنگ روغن برای نقاشی | موضوعات نقاشی رنگ روغن | کارهای هنری نقاشی | نقاشی های حرفه ای | نقاشی های حرفه ای و زیبا | تصاویر نقاشی شده زیبا | والپیپر نقاشی | بک گراند نقاشی | تصویر زمینه نقاشی | نقاشی طبیعت | کارت پستال طبیعت | نقاشی های زیبای طبیعت | عکس های جالب و زیبای طبیعت | تصاویر دیدنی از طبیعت | عکس های جالب و زیبا از طبیعت | عکس های دیدنی و زیبا از طبیعت | عکس های خوشگل و دیدنی نقاشی از طبیعت | تصاویر طبیعی زیبا | عکس های طبیعی زیبا | نقاشی | نقاشی های زیبا | نقاشی زیبا | رنگ روغن | نقاشی رنگ روغن | تصویر رنگ روغن | رنگ روغن زیبا| نقاشی های زیبای رنگ روغن | نقاشی های زیبای رنگ روغن | عکس های زیبا از نقاشی های رنگ روغن | کارت پستال های رنگ روغن | کارت منظره برای نقاشی رنگ روغن | تصویر رنگ روغن برای نقاشی | موضوعات نقاشی رنگ روغن | کارهای هنری نقاشی | نقاشی های حرفه ای | نقاشی های حرفه ای و زیبا | تصاویر نقاشی شده زیبا | والپیپر نقاشی | بک گراند نقاشی | تصویر زمینه نقاشی | نقاشی طبیعت | کارت پستال طبیعت | نقاشی های زیبای طبیعت | عکس های جالب و زیبای طبیعت | تصاویر دیدنی از طبیعت | عکس های جالب و زیبا از طبیعت | عکس های دیدنی و زیبا از طبیعت | عکس های خوشگل و دیدنی نقاشی از طبیعت | تصاویر طبیعی زیبا | عکس های طبیعی زیبا |


[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ چکاوک ]
نیمه شب بودو غمی تازه نفس

ره خوابم زدو ماندم بیدار

ریخت از پرتو لرزنده شمع

سایه دسته گلی بر دیوار

همه گل بود ولی روح نداشت

سایه ای مضطرب ولرزان بود

چهره ای سردو غم انگیز وسیاه

گوییا مرده سرگردان بود

شمع خاموش شد از تندی باد

اثر از سایه به دیوار نماند

كسی نپرسید كجا رفت كه بود

كه دمی چند در این جا گذراند

این منم خسته درین كلبه تنگ

جسم درمانده ام از روح جداست

من اگر سایه خویشم یا رب

روح آواره من كیست كجاست



[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ چکاوک ]

کبوتر وآسمان

 

بگذار سر به سینه من تا كه بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید كه پیش ازین نپسندی به كار عشق
آزار این رمیده سر در كمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست عشق كدامست غم كجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آن چنان كه اگر ببینمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
شاید كه جاودانه بمانی كنار من
ای نازنین كه هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون كبوتری كه پرم در هوای تو
یك شب ستاره های ترا دانه چین كنم
با اشك شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب

(فریدون مشیری)




[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 05:46 ق.ظ ] [ چکاوک ]

خواب، بیدار

گر چه با یادش، همه شب، تا سحر گاهان نیلی فام،

بیدارم؛

گاهگاهی نیز،

وقتی چشم بر هم می گذارم،

خواب های روشنی دارم،

عین هشیاری !

آنچنان روشن كه من در خواب،

دم به دم با خویش می گویم كه :

بیداری ست ، بیداری ست، بیداری !

***

اینك، اما در سحر گاهی، چنین از روشنی سرشار،

پیش چشم این همه بیدار،

آیا خواب می بینم ؟

این منم، همراه او ؟

بازو به بازو،

مست مست از عشق، از امید ؟

روی راهی تار و پودش نور،

از این سوی دریا، رفته تا دروازه خورشید ؟

***

ای زمان، ای آسمان، ای كوه، ای دریا !

خواب یا بیدار،

جاودانی باد این رؤیای رنگینم !

                                           

 (فریدون مشیری)




[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ چکاوک ]

در بلندیهای پرواز

زمان در خواب و دریا قصه پرداز،

خیالم در بلندی های پرواز،

ز تلخی های پایان، می رسیدم

به شیرین شگفتی های آغاز !

 

(فریدون مشیری)




[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 01:53 ق.ظ ] [ چکاوک ]
نظرات

راز

آب از دیار دریا،

با مهر مادرانه،

آهنگ خاك می كرد !

***

برگرد خاك میگشت

گرد ملال او را

از چهره پاك می كرد،

***

از خاكیان، ندانم

ساحل به او چه می گفت

كان موج ناز پرورد،

سر را به سنگ می زد

خود را هلاك می كرد !

                                     (فریدون مشیری)




[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 01:46 ق.ظ ] [ چکاوک ]
نظرات

فریاد های خاموشی

دریا، - صبور وسنگین -

می خواند و می نوشت

- "... من خواب نیستم !

خاموش اگر نشستم ،

مرداب نیستم !

روزی كه برخروشم و زنجیر بگسلم

روشن شود كه آتشم و آب نیستم !"

                                   (فریدون مشیری)




دنبالک ها: شعری از فریدون مشیری،
[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 01:36 ق.ظ ] [ چکاوک ]
نظرات
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org نقاشی های زیبا | پارس فاننقاشی های زیبا | پارس فاننقاشی های زیبا | پارس فاننقاشی های زیبا | پارس فاننقاشی های زیبا | پارس فاننقاشی های زیبا | پارس فان


[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 01:26 ق.ظ ] [ چکاوک ]
نظرات
مرگ در مرداب

لب دریا رسیدم تشنه، بی تاب،

ز من بی تاب تر، جان و دل آب،

مرا گفت : از تلاطم ها میاسای !

كه بد دردی است جان دادن به مرداب !

*****                                                 (فریدون مشیری)




[ پنجشنبه 3 تیر 1389 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ چکاوک ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

هیچ و باد است جهان
گفتی و باور كردی
كاش یك روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمی خوردی
كاش یك لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ